من : دو دوتا ؟؟؟
اون : بيست چهار ميليون تا !!!
من : واسه چی ؟؟؟
اون : بابا کی به کیه؟؟؟
من : عجب !!!
۲۴۰۰۰۰۰۰=۲×۲ !!!
حکم از فرمانداری برای همکاری در اجرای انتخابات داشتم که مشکلاتی پیش آمد و نرفتم و خوشبختانه تا ساعت ۱۱ خواب بودم. بعد از بیدار شدن خود را برای رفتن به نماز جمعه آماده کردم. قبل از رفتن به مسجد گشتی در سایت ها زدم و همه سایت ها از مشارکت بالا مردم نوشته بودند. با دوستانی در شیراز و تهران تماس گرفتم و آنها نیز خبر سایت ها را در مشارکت بالای مردم تائید کردند و حتی احتمال می دادند که بیش از 80 درصد در انتخابات شرکت کنند.
نزدیک مسجد بودم که احساس کردم جای او امروز در خانه ، مسجد و حتی کنار صندوق رای خالی است.هر انتخابات قبل از نماز آماده می شد و شناسنامه اش را در جیب پیراهنش می گذاشت و راهی مسجد جامع می شد تا رای خود را در صندوق بیندازد ولی امروز اولین انتخاباتی است که او را با پیراهن سفید و شناسنامه اش در اطراف خودم نمی بینم. پدر را می گویم...
نماز را خواندم و به خانه آمدم. این بار شبکه های خارجی از جمله الجزیره ، العربیه ، بی بی سی ، رویترز و... از مشارکت بالا می گفتند و پیش بینی آن ها این بود که تا بعد از ظهر جمعیت بیشتر و قابل توجهی نسبت به صبح به پای صندوق های رای خواهند آمد. برای رای دادن به مدرسه راهنمائی شهید مطهری رفتم. برعکس شهرهای دیگر شعبه های اخذ رای در جاسک خلوت بودند که دلیل آن هم گرمای بسیار شدید ظهر امروز بود که مطمئنا تا عصر جمعیت بسیاری در شهر جاسک به پای صندوق های رای خواهند رفت.
دوباره به اینترنت رفتم و اخبار سایت ها را می خواندم که این بار سایت ها از اتمام برگه های رای در شهرهای بزرگ کشور خبر داده بودند که باز هم جای خوشحالی بود. قطعا این مشارکت بالا با حضور آرای خاموش محقق شده و احتمالا هنوز هم این موج مردمی به سوی شعب اخذ رای ادامه خواهد داشت.
ستاد انتخابات کشور اعلام کرده که نتایج اولیه انتخابات در صبح شنبه اعلام می شود.
به امید پیروزی...
فتحاً قریبا...

یار مهربان در جمع مردم هرمزگان
حماسه مردمی که شرفشان را به سیب زمینی نمی فروشند...
هرمزگان به استقبال خسرو و شیرین می رود...
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۸۸ ساعت ۸ شب ورزشگاه تختی بندرعباس

چندین انتخابات است که برخی ظاهر و باطنشان به هم نمی خورد و در محافلی از ارادت به یک کاندیدا صحبت می کنند و در محافل دیگر خود را حامی کاندیدی دیگر معرفی می کنند ، امروز مهره های فلان ستاد را می چینند و فردای دیگر در کنار هواداران فلان کاندیدا رهنمودهایی می کنند.
حتما شنیده اید که برخی می گویند ما ظاهرا با فلانی هستیم ولی باطن ما با شماست که در اسلام به همچنین فردی کلمه " منافق " اطلاق می گردد که هویت ثابتی ندارند و اگر واژه معمولی برایش پیدا کنیم دقیقا به واژه حزب باد می رسیم که با وزش باد از این سو به آن سو می روند و این افراد با نگاه به موج مردمی روزی خود را سینه چاک فلان کاندیدا جلوه می دهند.
به این افراد توصیه می کنم هر چه زودتر هویت خود را برای همه اعلام بکنند که دوگانه و دو روئی و ظاهر و باطن بازی ها نه تنها برای آنها و اطرافیان آنها سودی نخواهد داشت بلکه عملی غیراخلاقی محسوب می شود و آنها را از چشم می اندازد همان گونه که در انتخابات های گذشته شاهد آن بودیم.
اعلام هویت سیاسی هر فرد نشانه شجاعت و مردانگی اوست و از اول تا آخر در کنار یک ستاد و یک کاندیدا بودن به همه ثابت خواهد کرد که این فرد دنبال پست و مقام صدارت نیست بلکه نشانگر فهم و شعور و اخلاق سیاسی و اجتماعی اوست و کسی که روزی دم از یک کاندیدا بزند و خود را عاشق و سینه چاک روزانه یک کاندیدا اعلام کند مطمئنا افراد جامعه اش پی خواهند برد که این فرد دنبال منفعت شخصی و رسیدن به پست و مقام و صندلی و نیز فاقد فهم و شعور و اخلاق سیاسی اجتماعی است که در واژگان سیاسی به این نوع انسان ها "فاحشه سیاسی"می گویند.
این نوع افراد در بندرجاسک فراوانند و برخی از آنها خود را فرهنگی و وکیل مردم می نامند.
ساجده کشمیری شاعر ، وبلاگ نویس و کوهنورد هرمزگانی در یک حادثه جان خود را از دست داد. ساجده را با وبلاگ 206 پرتغالی می شناختم. شرح حادثه را از وبلاگ آناپورنا و خبرگزاری ایسنا نقل می کنم تا متوجه چگونگی حادثه شویم:

به نقل از اهالی رینه و شاهدان عینی:
پی نوشت ١ : شنبه تیمی از هرمزگان به سرپرستی ساجده کشمیری و مهدی معماری برای صعود به دماوند راهی پلور و سپس بارگاه سوم میشوند. روز بعد جهت صعود چهار نفر از اعضای تیم دو خانم و دو آقا به سمت قله حرکت کرده که به علت خرابی هوا و بوران و برف از مسیر اصلی منحرف شده و از جبهه غربی سر در می آورند . همزمان با تاریک شدن هوا تصمیم میگیرند ٣٠٠ متر پایین تر از قله اتاق برفی ساخته و تا صبح بیواک کنند که متاسفانه نیمه های شب حدود ساعت ٣ دو نفر (یک خانم و یک آقا) از سرما جان خود را از دست میدهند. کشمیری و معماری تصمیم میگیرند برگردند که در راه بازگشت ساجده روی شن اسکی ۵٠٠ متر پایین تر از قله میلغزد و . . . . !!معماری تنها برمیگردد. پس فردا تیم امداد برای بازگرداندن پیکرشان به منطقه اعزام خواهد شد.
........................................................
خبرگزاری ایسنا
گروه حوادث ایسنا هم این خبر و چاپ کرد:
پی نوشت٢: گروه حوادث ـ دو زن و یک مرد کوهنورد که همراه گروهی از کوهنوردان هرمزگانی قصد صعود به قله دماوند را داشتند به دلیل افت شدید دمای بدن و سقوط از ارتفاعات، جان باختند.
به گزارش ایسنا، هفته گذشته یک گروه 11 نفری متشکل از کوهنوردان اهل هرمزگان برای صعود عازم قله دماوند شدند. آنها به منطقه «بارگاه سوم» رسیده بودند که مسئولان فدراسیون کوهنوردی به دلیل شرایط نامساعد جوی و نداشتن تجهیزات مناسب به آنان توصیه کردند از صعود منصرف شوند، اما این مسئله با مخالفت کوهنوردان روبهرو شد و آنها بدون توجه به توصیهها به راه خود ادامه دادند. حال آن که فقط یکی از آنها، جدا شد و از ادامه مسیرمنصرف شد. 10 تن دیگر همچنان به راه خود ادامه دادند اما پس از مدتی، شش نفر دیگر از اعضا در ارتفاع 5200 متری به دلیل شرایط نامساعد جوی از ادامه صعود منصرف شده و بازگشتند. اما چهار تن دیگر به صعود در ارتفاعات ادامه دادند. ساعت 2 و 30 دقیقه بعدازظهر دوشنبه - 4 خرداد - کوهنوردان پس از فتح قله، به پائین بازمیگشتند که در بین راه دو زن کوهنورد دچار افت شدید دمای بدن شده و جان باختند. یک مرد همراهشان نیز از ارتفاع سقوط کرد و کشته شد اما کوهنورد چهارم موفق شد خود را به پائین قله برساند. در حال حاضر قرار است گروهی از داوطلبان با هماهنگی هیأت کوهنوردی استان تهران، برای یافتن و بازگرداندن اجساد سه کوهنورد به منطقه اعزام شوند. جزئیات بیشتری درباره این خبر اعلام نشده است.
.......................................................

.....
بنگری وبلاگ نویس هرمزگانی با نوشتن شعری از ساجده در مورد او هم اینچنین نوشته:
پله های صعود را با حسی شاعرانه در ذات لابه لای برف ها و قله هاى سرکشیده به فلک دماوند مى پایید. او مى پایید تا به موفقیت ها برسد او می پایید تا رازهای کشف نشده ای را ببیند . او امروز و دیگر روزها در بین هرمزگانیها ، بین دوستان و هم وطنانش نیست و نخواهد بود٬ اما یاد و خاطره هاى او ، شعرهایى که به سبک خاص خودش بود در اذهان همه دوستداران کشمیرى ساجده زنده خواهد ماند.
ته چار شنبه های نه سوخته پر و هر چی دود از دهان باز می دهد
شایع شد در بندر عباس به می رم روی سطح نمک به وقت ظهر لوار
ماسه باد و پرده ی آخر عروس
چه گونه دیگر مرغی آمد نشسته بر پشته
تا چند گونه دیگر مرغی بیاید به واسطه ی خم کرم بر ام گیر بنا بر برابری
هل اتنا به هذا الدم
بوی قبرستان خفیفی گرفت
شبانه پارچه ی سفید را می کشم از کشاله های ران
راهی است خونی گرا
با گرایش چند نوع استخان لگن
طول عمر می دهد سه شنبه از مجاری باز و بایسته سری
......
به احترام ساجده کشمیری سکوتی می کنیم بلندتر از فریاد...
روحش شاد و یادش گرامی باد...