تبليغاتX
.:بندرجاسک:.


منوي اصلي وبلاگ

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

آرشيو نوشته ها

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384

موضوعات وبلاگ


پيوندهاي روزانه

خداحافظ خبرگزاری فارس
وای از فردای سیاه فوتبال ایران
خاتمی ساخت، احمدی نژاد افتتاح کرد
روزگار دولت نهم!
برکناري يک شبه مدير با سابقه
لیوا - فستیوال موسیقی هرمزگان
آیا اين حضور شجاعانه بود؟!
ديپلماسي جنگي با اقتصاد آزاد نمي خواند
پیاده روی بدون مزاحم
تاریخچه دقیق بندرجاسک
خداحافظ خاتمی، سلام تحریم!
تاسیس پایگاه جدید ارتش ایران در جاسک
استمداد خانواده زهرا بني‌يعقوب از مردم ايران
فیلم و تصویر: خسرو، به خاطره‏ها پیوست
درگذشت پیرترین وبلاگ نویس دنیا
اخبار محرمانه
من فقط یک گوجه فرنگی بودم
تصاوير ديدني: ابرهاي شگفت‌انگيز
مسجد جامع بندرعباس
نامه غلی سیاه به رئیس جمهور
آرشيو پيوندهاي روزانه

لينكهاي دوستان

لاتیدان (محمد ذاکری)
مسافر (ژاله ابراهیمی)
آخرین اخبار بندرجاسک
جاسک نو ( حیدر احمد )
جاشک سبز
جاسک زمین - احمد آبکار
آشنا-بندرجاسک
کودکان جاسک
آسک-بدیس
امید جاسک
انجمن جوانان فخردانش جاسک
باشگاه اروند بندرجاسک
خشکیزو
بونجی
ندای لیردف
مردم شناسی مکران
کلگر
دخت کنگ
بنگری
شکلات داغ
بهشب - بهروز عباسی
ذهن زیبا
انبا میناب
چوک سورو
راپورت خبرنگار
سیاورشن
هرمزگان (مرحوم عبدالرزاق هاشمی پور )
گنجشکک اشی مشی
درياي جنوب - دکتر رضا برومند
جغد بندری
از سرزمین های جنوبی
از اینجا...از آنجا
فتوبلاگ منصور وحدانی
فتوبلاگ عبدالحسین رضوانی
فتوبلاگ سینا سایه بانی
فتوبلاگ سامی حزنی
فتوبلاگ احمد کارگران
فتوبلاگ روح الله بلوچی
فتوبلاگ عکاسی/شرجی
هیئت کارته بندرلنگه
پیام بزرگمهر
هرمزگان نو
معلم مینابی
آقا اجازه-ابراهیم نیکخو
دریانیوز
صبح ساحل
نسیم گوده هرمزگان
هرمزگانی سلام
وبلاگ عبدالحمید سعدینی
بندرعباس دیار گرما و شرجی
وبلاگ محمد آراسته
گلانور
فرزاد برخورداری جاشکی
مهتاب شبونه (مريم)
وب نوشته های یک زن زمینی
اخبار اهل سنت ایران و منطقه
خاطرات روزانه ابوعمار (مولوی عبدالمجید)
سایت شخصی آرش نور آقایی
شبکه جهانی نور
پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت ایران
حرکت قلم (وب نوشته های مهشید)
مسعود زرهی زاده
بلوچستان سرافراز
اصیل زاده اصلاح طلب
آشپزی - گلدوزی - هنری
ادب و موسیقی

نويسندگان وبلاگ


آمار


Rouzbeh graphic
©
: BLOGFA.COM




.:بندرجاسک:.
وب نوشته های یک جاسکی (فرزاد بادروج)
                      

بالاخره بعد از چند هفته تاخیر آلبوم جدید ناصر عبداللهی خواننده خوش صدا و فقید هرمزگانی با نام ماندگار به بازار عرضه شد. ساعاتی از عرضه این آلبوم به بازار نمی گذشت که چندین سایت دانلود موسیقی در کاری عجیب به خانواده و دوستان ناصر جفا نمودند و به صورت غیر مجاز و مجانی آنرا در اینترنت پخش کردند.

هفته قبل که جاسک بودم یکی از دوستان در این مورد می گفت:

حال که ناصر در بین ما نیست همه وظیفه دارند به نوعی از خانواده او حمایت کنند. ناصر عبداللهی جز برترین خواننده های تاریخ موسیقی ایران به شمار می آید و نباید اجازه داد آلبوم به واقع ماندگارش مانند دیگر خواننده های تازه به دوران رسیده به صورت مجانی در اینترنت پخش بشود و...

یک خبر هم بدم : دیشب با یکی از دوستان در شیراز صحبت میکردم از استقبال شدید و بی نظیر مردم از آلبوم ماندگار ناصر تعریف می کرد. می گفت تا حالا هم چنین استقبالی از آلبوم خواننده های پاپ حداقل در شیراز ندیدم.خیلی براش جذاب و جالب بود که هم چنین حمایتی صورت گرفته و ادامه داد شک ندارم که این آلبوم فروش بالایی را در سراسر کشور و حتی خارج خواهد داشت.

ماندگار خواهی ماند ماندگار...

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : دوشنبه 25 دی1385 در ساعت 15:15 درج شده. | |

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 خیلی کم پیش آمده که در این وبلاگ من از خودم بنویسم . علتش را خودم هم هنوز کشف نکرده ام . بازی یلدا یک بازی وبلاگی است که در آن بلاگری که به این بازی دعوت شده پنج نکته از شخصیت خود که خوانندگان وبلاگش نمی دانند را می نویسد و در آخر پنج وبلاگ دیگر را به این کار دعوت می کنند و نوشتن ها و دعوت ها و بازی همینطور ادامه پیدا می کند . بندرلنگه عزیز من را به این بازی دعوت کرده است . پس می نویسم از ...

منبع: سیاورشن

1- سن واقعی من: با بسیاری از دوستان که چت کردم میزان سن من را میپرسیدند و بعد از شنیدن جواب باور نمی کردند که سنم اینقدر باشه.بسیاری از دوستانی که برای اولین بار از وبلاگم بازدید کرده اند بعد از خواندن دست نوشته هایم چنین فکر میکردند که مدیر وبلاگ بندرجاسک یک بزرگسال ، با تحصیلات بالای دانشگاهی است.((نمی دونم چرا اینجوری فکر میکردند)) حتی هفته قبل که با علی مریدی مدیر وبلاگ جهانگردی چت میکردم سنم را پرسید و بعد از شنیدن جواب خیلی خیلی تعجب کرد.حالا هم به طور رسمی میخوام بگم که دوستان عزیز من 19 سال دارم و به نظرم جز جوانترین وبلاگ نویسان این جمع هستم

2- تحصیلات من: نکته بعدی میزان تحصیلاتم هست: دانشجوی ترم اول رشته تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا هستم که نمی خواستم به جمع وبلاگ نویسان بگم.((آخه شیرینی قبولی میخواستن))البته همه شما دوستان محرم هستین و باید قبل از این می گفتم. شرمنده

3-خدا نکنه عصبانی بشم در این صورت هیچ کسی را نمی شناسم.((البته بعضی ها را مثل پدر و مادر، اعظای خانواده و... می شناسم و به این دسته آسیبی نمی رسانم))وقتی هم عصبانی میشم یا یک پارچ کامل آب سرد میخورم و یا از خونه میزنم بیرون تا از عصبانیتم کم بشه که در این موقع موبایلم شروع می کنم به زنگ خوردن.((ملتی دنبالم میگردن)) ته تغاری بودن هم یک سری امتیازاتی داره که دیگران ندارند

4- سال 78 رئیس جمهور وقت آقای خاتمی به جاسک آمدند و بعد از اتمام دیدار با مردم جاسک سریع خودم را بهش رساندم و گلایه نامه یک نونهال را مستقیما بهش دادم.بی خبر از عواقب مثبت و منفی نامه نوشته بودم:

آقای خاتمی در مدارس جاسک محصلین را به بدترین صورت تنبیه می کنند و اینکه بیشتر آموزشگاه های شهر جاسک فاقد امکانات بهداشتی است و... .جالب این جا بود که نه تنها اسم خودم را بلکه اسم چند تا از پسر خاله ها و دوستان را هم نوشتم و بجاشون امضایی زدم. چند ماه بعد درست روزی که امتحان عربی ثلث سوم را می دادم و قضیه نامه را به کلی فراموش کرده بودم معاون مدرسه بهم گفت:

معاون:آموزش و پرورش جاسک را با نامه ات بهم ریختی!!!

خودم:چطور آقا؟

معاون:همون نامه ای که به خاتمی دادی جوابش اومده و از اداره جوابیه خواستند، و از اداره کل برای بازرسی چند نفری اومدند.پدرت را در میاریم...

خودم:گریه...........

بعد از رسیدگی به اون نامه من را از مدرسه راهنمایی شهر اخراج کردن

ولی خدائیش تعریف نباشه بعد از اخراجم به همه مدارس و وضعیت مدیریتی آموزش و پرورش جاسک رسیدن

5-قول میدم ولی مثل خانم قاسمی ((دخت کنگ))کاری را انجام نمی دهم و امروز و فردا میکنم.با اینکه میدونم این کار از من بر نمیاد ولی برای این که نشان بدم واسه خودم کسی هستم توانایی انجام کاری را دارم قول میدم ولی ...

6- مچ گیری در جلسه امتحان: سال اول دبیرستان بودم و تنها درسی که ازش می ترسیدم ریاضیات بود.چند شب قبل از امتحان به بهانه حال و احوال گرفتن از دبیر مجرد الوقت ریاضی سری بهش زدم. در همون شب بود که به دبیر عزیز ریاضی پیشنهاد قابل توجهی دادم!!! ((سوالات امتحان در برابر 5000 تومن)) سوالات را گرفتم و چندتا کپی ازش گرفتم و هر کدوم را به قیمتی که گرفته بودم فروختم.(( سود برابر با 30000 ت))

روز جلسه امتحان من دیوونه سوالات ریاضی را دستم گرفته بودم و جلوی مدیر مدرسه تریپ درسخونی میزاشتم.((آخه احمق ریاضی که خوندنی نیست که تو...)) هیچی دیگه رفتم سر جلسه و برگه را گرفتم و شروع کردم به جواب دادن که مدیر عزیز صدام زد:

اون:آقای بادروج چند لحظه تشریف بیارین!

خودم: جان آقای مدیر.امری باشه.

اون:بیا بچه جون باهات کار دارم!!! این سوالات را از کجا آوردی؟

نگو که آقای مدیر در زمانی که جلوش تریپ درسخونی میزاشتم زاغم را زده و با خودش گفته که ریاضی خوندنی نیست این چی را داره میخونه؟؟

هیچی دیگه اومدم سر جلسه امتحان و شروع کردم به نوشتن و یادمه که تمام سوالات را جواب دادم ولی در کارنامه نمره زرین و وزین 25/0 درج شده بود...

من را ببخشید که طولانی شد ولی به قول سیاورشن اعتراف نامه که نیست زندگی نامه شده. 

و اما چند نفری را که میخوام گرفتار کنم...

1-هرا 2-یلدای خوشبخت 3-اهل سنت جنوب4-خانه عکس شهرام 5-دختر رویدری

این اسامی کسانی است که من در دعوتنامه دیگران ندیدم.

البته دوستان عزیزی که به هرا دسترسی دارند خصوصا(( سیاورشن )) بهش خبر بدین که دعوت شده

از دوستان دیگه که اسمشون در لیست نیست صمیمانه عذر میخوام.ایشالا که دعوت میشن

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : یکشنبه 17 دی1385 در ساعت 15:14 درج شده. | |

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عید سعید قربان ، روز درس فداکاری پدر و فرزند ((ابراهیم خلیل الله و اسماعیل)) بر شما دوست عزیز مسلمانی که سنت ابراهیمی را تداوم می دهید تهنیت باد.

               عید قربان مبارک 

خدایا دوست داشتم امروز را در کنار ماوایت باشم و از نزدیک با تو گپ بزنم. دوست داشتم امروز را مانند برادران و خواهران دیگرم احرام سفید ببندم دور خانه ات بدوم. خدایا دوست دارم در کنار خانه امنت آرام بگیرم و از آن به تو برسم

خدایا آرزوی دیدن خانه ات را در دلم به رویا تبدیل مکن...

دیشب بود که مادرم گفت فرزاد دوست دارم تو مرا به دیدار خانه خدا ببری.دوست دارم با هزینه تو به سرزمین حجاز بروم و... .

خدایا دل مادرم را نشکن و آرزویش را به سراب تبدیل مکن. اگر هم شده فقط یکبار او را به دیدن عظمتت در مکه دعوت کن.

 ظهر جمعه که شبکه سعودی مراسم عرفات را پخش می کرد با شنیدن سرود دلنشین لبیک اللهم لبیک لا شریک له البیک و دیدن صدها هزار مسلمان اشک از چشمانش جاری شد و گفت:

اللهی قسمت من و فرزندانم بگردان...

آمین

 برای دانلود سرود معروف لبیک اللهم لبیک (حج) کلیک کنید. 

 حجم فایل:۱۰۰ کیلوبایت ، ۳۳ ثانیه

اين مطلب توسط: فرزاد بادروج در تاريخ : یکشنبه 10 دی1385 در ساعت 15:13 درج شده. | |

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------