من : دو دوتا ؟؟؟
اون : بيست چهار ميليون تا !!!
من : واسه چی ؟؟؟
اون : بابا کی به کیه؟؟؟
من : عجب !!!
۲۴۰۰۰۰۰۰=۲×۲ !!!
حکم از فرمانداری برای همکاری در اجرای انتخابات داشتم که مشکلاتی پیش آمد و نرفتم و خوشبختانه تا ساعت ۱۱ خواب بودم. بعد از بیدار شدن خود را برای رفتن به نماز جمعه آماده کردم. قبل از رفتن به مسجد گشتی در سایت ها زدم و همه سایت ها از مشارکت بالا مردم نوشته بودند. با دوستانی در شیراز و تهران تماس گرفتم و آنها نیز خبر سایت ها را در مشارکت بالای مردم تائید کردند و حتی احتمال می دادند که بیش از 80 درصد در انتخابات شرکت کنند.
نزدیک مسجد بودم که احساس کردم جای او امروز در خانه ، مسجد و حتی کنار صندوق رای خالی است.هر انتخابات قبل از نماز آماده می شد و شناسنامه اش را در جیب پیراهنش می گذاشت و راهی مسجد جامع می شد تا رای خود را در صندوق بیندازد ولی امروز اولین انتخاباتی است که او را با پیراهن سفید و شناسنامه اش در اطراف خودم نمی بینم. پدر را می گویم...
نماز را خواندم و به خانه آمدم. این بار شبکه های خارجی از جمله الجزیره ، العربیه ، بی بی سی ، رویترز و... از مشارکت بالا می گفتند و پیش بینی آن ها این بود که تا بعد از ظهر جمعیت بیشتر و قابل توجهی نسبت به صبح به پای صندوق های رای خواهند آمد. برای رای دادن به مدرسه راهنمائی شهید مطهری رفتم. برعکس شهرهای دیگر شعبه های اخذ رای در جاسک خلوت بودند که دلیل آن هم گرمای بسیار شدید ظهر امروز بود که مطمئنا تا عصر جمعیت بسیاری در شهر جاسک به پای صندوق های رای خواهند رفت.
دوباره به اینترنت رفتم و اخبار سایت ها را می خواندم که این بار سایت ها از اتمام برگه های رای در شهرهای بزرگ کشور خبر داده بودند که باز هم جای خوشحالی بود. قطعا این مشارکت بالا با حضور آرای خاموش محقق شده و احتمالا هنوز هم این موج مردمی به سوی شعب اخذ رای ادامه خواهد داشت.
ستاد انتخابات کشور اعلام کرده که نتایج اولیه انتخابات در صبح شنبه اعلام می شود.
به امید پیروزی...
فتحاً قریبا...

یار مهربان در جمع مردم هرمزگان
حماسه مردمی که شرفشان را به سیب زمینی نمی فروشند...
هرمزگان به استقبال خسرو و شیرین می رود...
چهارشنبه ۲۰ خرداد ۸۸ ساعت ۸ شب ورزشگاه تختی بندرعباس

چندین انتخابات است که برخی ظاهر و باطنشان به هم نمی خورد و در محافلی از ارادت به یک کاندیدا صحبت می کنند و در محافل دیگر خود را حامی کاندیدی دیگر معرفی می کنند ، امروز مهره های فلان ستاد را می چینند و فردای دیگر در کنار هواداران فلان کاندیدا رهنمودهایی می کنند.
حتما شنیده اید که برخی می گویند ما ظاهرا با فلانی هستیم ولی باطن ما با شماست که در اسلام به همچنین فردی کلمه " منافق " اطلاق می گردد که هویت ثابتی ندارند و اگر واژه معمولی برایش پیدا کنیم دقیقا به واژه حزب باد می رسیم که با وزش باد از این سو به آن سو می روند و این افراد با نگاه به موج مردمی روزی خود را سینه چاک فلان کاندیدا جلوه می دهند.
به این افراد توصیه می کنم هر چه زودتر هویت خود را برای همه اعلام بکنند که دوگانه و دو روئی و ظاهر و باطن بازی ها نه تنها برای آنها و اطرافیان آنها سودی نخواهد داشت بلکه عملی غیراخلاقی محسوب می شود و آنها را از چشم می اندازد همان گونه که در انتخابات های گذشته شاهد آن بودیم.
اعلام هویت سیاسی هر فرد نشانه شجاعت و مردانگی اوست و از اول تا آخر در کنار یک ستاد و یک کاندیدا بودن به همه ثابت خواهد کرد که این فرد دنبال پست و مقام صدارت نیست بلکه نشانگر فهم و شعور و اخلاق سیاسی و اجتماعی اوست و کسی که روزی دم از یک کاندیدا بزند و خود را عاشق و سینه چاک روزانه یک کاندیدا اعلام کند مطمئنا افراد جامعه اش پی خواهند برد که این فرد دنبال منفعت شخصی و رسیدن به پست و مقام و صندلی و نیز فاقد فهم و شعور و اخلاق سیاسی اجتماعی است که در واژگان سیاسی به این نوع انسان ها "فاحشه سیاسی"می گویند.
این نوع افراد در بندرجاسک فراوانند و برخی از آنها خود را فرهنگی و وکیل مردم می نامند.
ساجده کشمیری شاعر ، وبلاگ نویس و کوهنورد هرمزگانی در یک حادثه جان خود را از دست داد. ساجده را با وبلاگ 206 پرتغالی می شناختم. شرح حادثه را از وبلاگ آناپورنا و خبرگزاری ایسنا نقل می کنم تا متوجه چگونگی حادثه شویم:

به نقل از اهالی رینه و شاهدان عینی:
پی نوشت ١ : شنبه تیمی از هرمزگان به سرپرستی ساجده کشمیری و مهدی معماری برای صعود به دماوند راهی پلور و سپس بارگاه سوم میشوند. روز بعد جهت صعود چهار نفر از اعضای تیم دو خانم و دو آقا به سمت قله حرکت کرده که به علت خرابی هوا و بوران و برف از مسیر اصلی منحرف شده و از جبهه غربی سر در می آورند . همزمان با تاریک شدن هوا تصمیم میگیرند ٣٠٠ متر پایین تر از قله اتاق برفی ساخته و تا صبح بیواک کنند که متاسفانه نیمه های شب حدود ساعت ٣ دو نفر (یک خانم و یک آقا) از سرما جان خود را از دست میدهند. کشمیری و معماری تصمیم میگیرند برگردند که در راه بازگشت ساجده روی شن اسکی ۵٠٠ متر پایین تر از قله میلغزد و . . . . !!معماری تنها برمیگردد. پس فردا تیم امداد برای بازگرداندن پیکرشان به منطقه اعزام خواهد شد.
........................................................
خبرگزاری ایسنا
گروه حوادث ایسنا هم این خبر و چاپ کرد:
پی نوشت٢: گروه حوادث ـ دو زن و یک مرد کوهنورد که همراه گروهی از کوهنوردان هرمزگانی قصد صعود به قله دماوند را داشتند به دلیل افت شدید دمای بدن و سقوط از ارتفاعات، جان باختند.
به گزارش ایسنا، هفته گذشته یک گروه 11 نفری متشکل از کوهنوردان اهل هرمزگان برای صعود عازم قله دماوند شدند. آنها به منطقه «بارگاه سوم» رسیده بودند که مسئولان فدراسیون کوهنوردی به دلیل شرایط نامساعد جوی و نداشتن تجهیزات مناسب به آنان توصیه کردند از صعود منصرف شوند، اما این مسئله با مخالفت کوهنوردان روبهرو شد و آنها بدون توجه به توصیهها به راه خود ادامه دادند. حال آن که فقط یکی از آنها، جدا شد و از ادامه مسیرمنصرف شد. 10 تن دیگر همچنان به راه خود ادامه دادند اما پس از مدتی، شش نفر دیگر از اعضا در ارتفاع 5200 متری به دلیل شرایط نامساعد جوی از ادامه صعود منصرف شده و بازگشتند. اما چهار تن دیگر به صعود در ارتفاعات ادامه دادند. ساعت 2 و 30 دقیقه بعدازظهر دوشنبه - 4 خرداد - کوهنوردان پس از فتح قله، به پائین بازمیگشتند که در بین راه دو زن کوهنورد دچار افت شدید دمای بدن شده و جان باختند. یک مرد همراهشان نیز از ارتفاع سقوط کرد و کشته شد اما کوهنورد چهارم موفق شد خود را به پائین قله برساند. در حال حاضر قرار است گروهی از داوطلبان با هماهنگی هیأت کوهنوردی استان تهران، برای یافتن و بازگرداندن اجساد سه کوهنورد به منطقه اعزام شوند. جزئیات بیشتری درباره این خبر اعلام نشده است.
.......................................................

.....
بنگری وبلاگ نویس هرمزگانی با نوشتن شعری از ساجده در مورد او هم اینچنین نوشته:
پله های صعود را با حسی شاعرانه در ذات لابه لای برف ها و قله هاى سرکشیده به فلک دماوند مى پایید. او مى پایید تا به موفقیت ها برسد او می پایید تا رازهای کشف نشده ای را ببیند . او امروز و دیگر روزها در بین هرمزگانیها ، بین دوستان و هم وطنانش نیست و نخواهد بود٬ اما یاد و خاطره هاى او ، شعرهایى که به سبک خاص خودش بود در اذهان همه دوستداران کشمیرى ساجده زنده خواهد ماند.
ته چار شنبه های نه سوخته پر و هر چی دود از دهان باز می دهد
شایع شد در بندر عباس به می رم روی سطح نمک به وقت ظهر لوار
ماسه باد و پرده ی آخر عروس
چه گونه دیگر مرغی آمد نشسته بر پشته
تا چند گونه دیگر مرغی بیاید به واسطه ی خم کرم بر ام گیر بنا بر برابری
هل اتنا به هذا الدم
بوی قبرستان خفیفی گرفت
شبانه پارچه ی سفید را می کشم از کشاله های ران
راهی است خونی گرا
با گرایش چند نوع استخان لگن
طول عمر می دهد سه شنبه از مجاری باز و بایسته سری
......
به احترام ساجده کشمیری سکوتی می کنیم بلندتر از فریاد...
روحش شاد و یادش گرامی باد...
همایش مسئولان و معتمدان ستادهای مهندس میرحسین موسوی صبح شنبه ۲۶ اردیبهشت ۸۸ در تالار شهید آوینی فرهنگسرای بهمن تهران با حضور بیش از ۲۰۰۰ نفر از سراسر کشور برگزار شد.
مراسم غیر رسمی از ساعت ۱۰ با پخش کلیپ یار دبستانی من آغاز شد. اندک اندک جمع یاران می رسیدند و سالن همایش شلوغ و شلوغ تر می شد. ساعت ۱۰:۳۰ همایش با تلاوت قرآن مجید و پخش سرود ملی رسماً آغاز شد.
در این همایش آقایان محتشمی پور وزیر کشور دوران جنگ ، دکتر مومنی اقتصاد دان ، دکتر امین زاده مسئول ستاد اصلاح طلبان حامی موسوی ، دکتر رباطی مسئول امور استان های ستاد مرکزی موسوی ، دکتر آخوندی مسئول ستاد ائتلاف اصولگرایان حامی موسوی و در پایان مهندس میرحسین موسوی به ایراد سخن پرداختند.
محتشمی پور وزیر کشور دوران جنگ در مورد چرا مهندس میرحسین موسوی صحبت های خود را آغاز کرد. وی در صحبت های خود گفت : کسی که می خواهد کشورش را نجات دهد باید چند ویژگی از جمله:۱- صداقت ، راستی ، درستی ۲- امانت داری ۳- دانش لازم ۴- اجرا قانون ۵- آشنایی با سیاست داخلی و خارجی را داشته باشد. وی درباره موضوع صیانت از آراء گفت بنیانگذار کمیته صیانت از آرا خود حضرت امام خمینی بوده است.
دکتر فرشاد مومنی اقتصاد دان نیز در صحبت های خود از وضعیت اقتصادی دوران جنگ و حال حاضر سخن گفت. وی پائین ترین نرخ رشد نقدینگی کشور از سال ۵۳ تا ۸۷ را متعلق به دوران نخست وزیری مهندس موسوی دانست. وی خاطرنشان کرد که پائین ترین نرخ تورم در کشور در سال ۶۴ و به میزان زیر ۷٪ بوده.
وی همچنین در ادامه صحبت های خود وضعیت ایران و عراق در ابتدا و پایان جنگ را تشریح کرد.
دکتر امین زاده مسئول ستاد اصلاح طلبان حامی موسوی سخنران بعدی مراسم گفت که رسانه ملی به طور ضمنی انگیزه انتخاباتی مردم را برای حضور گسترده کاهش می دهد ولی ما حضور گسترده مردم در این دوره را خواستاریم. وی رمز پیروزی مهندس میرحسین موسوی را افزایش شرکت مردم در انتخابات دانست.
دکتر رباطی مسئول امور استان های ستاد مرکزی گزارش عملکرد این کمیته را به حضار ارائه داد.
دکتر آخوندی مسئول ستاد اصولگرایان حامی موسوی هم در صحبت هایی حمایت برخی از اصولگرایان را از مهندس میرحسین موسوی اعلام داشت. وی دلیل این انتخاب و حمایت را صداقت و پاکی موسوی دانست.
در پایان مهندس میرحسین موسوی با تشویق و شعارهای حاضرین به جایگاه سخنرانی رفت. مهندس در صحبت های خود گفت که نگاه آرمای و هیجانی مردم نسبت به کاندیدها مسئولیت ما را سنگین تر می کند. وی در ادامه صحبت های خود گفت:
۱- حق شهروندان را در داشتن دولت قانون مدار پاس خواهم داشت.
۲- مشروعیت دولت خود را از مردم خواهم گرفت و از خود سری ها پرهیز خواهم کرد و کار مشورتی را در دولت خود سرلوحه قرار خواهم داد.
۳- هرگز دروغ نخواهم گفت و آمار نادرست به مردم ارائه نخواهم داد.
۴- از حقوق مطبوعات و رسانه ها حمایت جدی خواهم کرد
.۵- از حقوق مخالفان خود حمایت خواهم کرد.
۶- توزیع پست در دولت من بر اساس شایستگی است.
۷- اجازه سوء استفاده از اطلاعات اقتصادی به همکاران خود نخواهم داد.
۸- هیچ شهروندی را دسته دوم تلقی نخواهم کرد و همه در دولت من برابرند.
۹- از قانون استفاده ابزاری نخواهم کرد.
۱۰- از وضعیت مردم و ناتوانی بخشی از جامعه در جلب حمایت و آرای آنها سوء استفاده نخواهم کرد.
۱۱- با فساد مالی برخورد قانونی و برنامه ریزانه خواهم داشت.
وی در پایان صحبت های خود دروغ گفتن و اطلاعات اشتباه و فریبنده دادن به مردم را تحقیر مردم و زیر سوال بردن عزت و کرامت انسانی دانست.وی درباره فعالیت های رسانه ملی هم گفت: ما از رسانه ملی درخواست کردیم که برنامه انتخاباتی رسانه ملی را به ما واگذار کند تا ما بنا به صلاحدید خود برنامه ریزی کنیم که برنامه های ما در چه تاریخ و ساعتی پخش شوند ولی آنها حتی این حق را به ما ندادند.
حاشیه های مراسم
با اینکه اعلام شده بود مراسم از ساعت ۱۰ آغاز می شود ولی جمعیت زیادی ساعت ۸ روبروی فرهنگسرای بهمن جمع شده بودند.
حاضرین با شعارهای سلام بر خاتمی ، درود بر موسوی / موسوی موسوی حمایت می کنیم / سلام بر سادات فاطمی / صل علی محمد بوی بهشتی آمد / یک یا حسین تا میرحسین / آذربایجان یک کلام موسوی وسلام و... از مهندس میرحسین موسوی استقبال کردند.
کلیپ های مختلفی از جمله سفرها و سخنرانی های وی پخش شد که حاضرین با دیدن چهره موسوی در کلیپ ها به شدت او را تشویق می کردند.
کلیپی همراه با آهنگ جان جان جان در ابتدای ورود مهندس موسوی به سالن پخش شد که پس از اتمام آن اشک از چشمان بسیاری از آقایان و خانم های حتی جوان جاری شد.
در آخر سالن مشغول عکاسی بودم که متوجه شدم بانویی با دیدن مهندس موسوی به گریه افتاد و برای پیروزی او را از درگاه ایزد درخواست کرد.
در اواسط سخنرانی مهندس موسوی یک جانباز ترک با صدایی بغض آلود با خطاب قرار دادن مهندس موسوی با عنوان "آقای دکتر" به بالای سن و به کنار مهندس رفت و با صدای بلند گفت آقای دکتر چرا از روزهایی که آمدید بازدید جبهه ها سخن نمی گوئید؟ چرا از آن روزی که من پاس بخش بودم حرف نمی زنید؟ وی خطاب به حاضرین گفت : مهندس موسوی در بازدید از مناطق جنگی با دیدن کفش های پاره من کفش های خود را به من داد و خود بدون کفش به بازدید خود ادامه داد و شما جوانان هنوز از موسوی نمی دانید ، و شما هنوز این مرد را نشناخته اید.این مرد به خدا اهل ریا و دروغ نیست بدانید بدانید بدانید...
بعد از صحبت های این جانباز مهندس موسوی خطاب به این جانباز به شوخی گفت : من مهندسم و خواهش می کنم از خطاب قرار دادن من با عنوان دکتر پرهیز کنید که من میانه خوبی با عنوان آقای دکتر ندارم و از این نام می ترسم!!! ( تیکه انداختن به صاحبان مدارک دکترای جعلی در دولت )
در طول برنامه چندین بار برق سالن قطع شد که حاضرین با شعار مرگ بر استبداد و مرگ بر طالبان قطع برق را محکوم کردند.
مهندس موسوی از تمدید ۵ روزه بررسی تائید صلاحیت ها توسط شورای نگهبان انتقاد می کرد که دختر جوانی در میان جمعیت فریاد زد " مرگ بر دیکتاتور ".
بیش از ۳۰ نفر از مسئولین ستادهای مهندس موسوی در هرمزگان از شهرهای جاسک - میناب - رودان - حاجی آباد ، پارسیان به این همایش آمده بودند که جا دارد از دوستان مینابی و رودانی که در تهیه گزارش من را یاری کردند صمیمانه تشکر و قدردانی کنم.
به دلیل کیفیت بد نور سالن بسیاری از عکس هایی که تهیه کردم خوب نشدند.
تصاویر اختصاصی وبلاگ بندرجاسک از همایش / تعداد : ۶تصویر
تراژدی دوستان و همشهريان علي دولتخواه، جوان هفده ساله اهل شهرستان فسا، همچنان در غم از دست دادن اين جوان متعهد و ورزشکار، سوگوارند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، علي دولتخواه، دانشآموز سال دوم رشته کامپيوتر هنرستان کار و دانش امام علي (ع) شهرستان فسا که دو سال پيش پدر جانباز ارتشي خود را از دست داده بود، به همراه چند تن از ديگر دانشآموزان فسا براي استقبال از محمود احمدينژاد و اعضاي دولتش از فسا با اتوبوس به شيراز رهسپار شده بودند که در راه، تصادف، علي دولتخواه را از خانوادهاش ميگيرد تا دو سال پس از فقدان پدر جانباز وي، علي نيز به او بپيوندد.
برخي از معلمان وي هنوز مرگ او را باور ندارند و از او به عنوان جواني برومند، مذهبي، درسخوان و ورزشکار ياد ميکنند.
يکي از مسئولان اين هنرستان در گفتوگو با «تابناک» گفت: علي از هر نظر چه درس و چه اخلاق نمونه بود.
وي در پاسخ به اين پرسش که آيا مدرسه اقدام به انتقال دانشآموزان به شيراز کرده، با رد اين موضوع گفت: بسيج دانشآموزي از طريق اداره آموزش و پرورش فسا از هر مدرسه تعدادي دانشآموز براي شرکت در استقبال از دولت درخواست کرده بودند و ما هم تعدادي معرفي کرده بوديم.
وي تأکيد کرد: اين سفر با مجوز و مسئوليت فرمانداري فسا انجام شده است.
بسياري از مردم شهرستان فسا ميپرسند چرا بايد براي استقبال از رئيسجمهور که برای خدمت به مردم به استانها سفر ميکند، استقبالكنندگان از فسا به شيراز اعزام شوند؟
*********************************
در این حادثه نیز چندین نفر به شدت آسیب دیدند و تعدادی دیگر هم قطع عضو شدند. این حادثه در سکوت کامل خبری به تاریخ پیوست.
تقریبا حدود ده روز قبل یکی از مشایخ که دکترا در فقه اسلامی را کسب کرده با من تماس گرفتند و خواستند با جناب مولانا عبدالحمید (حفظه الله) جهت شرکت در نشست علماء اسلامی در شارجه دعوت بعمل آورده و از وصول ویزای دعوت این بزرگوار مطمئن شوم. من نیز به نوبه خود با جناب مولانا تماس گرفته و بحمدلله وی این دعوت را استجابت و به امارات تشریف آوردند. بعد از گذشت چند روز مولانا را به راس الخیمه دعوت نمودیم و لله الحمد این بزرگوار در عین تواضع و فروتنی دعوت ما را پذیرفته و منزل جناب شیخ اسماعیل (حفظه الله) تشریف آوردند.
خلاصه اینکه دوستان و مشایخ زیادی در این جلسه صمیمی حضور داشتند و از مولانا خواستیم تا صحبتی را ایراد بفرمایند.وی ضمن توصیه به تقوا همه را به تلاش در کسب رضای الله و اتحاد دعوت نمودند. بنده در ابتدا به هنگام ورود مولانا کنار ایشان نشسته و در مورد اوضاع و احوال منطقه جاسک و سایر مسائل مطالبی را با هم رد و بدل نمودیم.پس از پایان صحبتهای مولانا در این جمع بسیار صمیمی و مملو از مشایخ ِ فرصت را غنیمت شمردم و خطاب به جناب مولانا مواردی را عنوان نمودم که اصل موضوع در درجه اول ایجاد اتحاد فکری و رفع اختلافات متعصبانه مذهبی و توجه و احترام به علمایی که بر منهج سلف صالح امت هستند می باشد.به ایشان عرض کردم: تا زمانی علماء ما اختلافات ناشی از تعصبات مذهبی خود را کنار نگذارند مطمئنا قادر به اداره امور مردم نخواهند بود. خاصتا در این دوره که متاسفانه کسانی را که بر نهج سلف صالح در منطقه هستند مورد انزوا قرار داده و حتی آنها را لادین خوانده اند و در اذهان مردم در مورد این تفکر سلف صالح امت با انتشار کتب از سوی بعضی علماء متعصبین مذهبی خود اهل سنت متاسفانه نوعی انزجار ایجاد شده است. از طرفی دیگر علماء مذهبی جهت رفع این شبهات باید به جای انزوا نمودن مشایخ سلف از آنها در مراسم ها استفاده شود تا این اختلافات کم کم در میان علماء ما کم رنگ شده و همگی در کنار هم مسیر وحدت و حرکت دادن مردم را به نحو احسن انجام دهند. جناب مولانا حقیقتا در پاسخ به این سوالات و نظریات من بر خلاف خیلی از علماء متعصب مذهبی نکات بسیار مهمی را عنوان نمودند و گفتند: ما همواره در پی رفع این نوع امورات سلیقه ایی بوده و هستیم و حتی خود ما در بسیاری از موارد رفتن در فقه یک مذهب دیگر مانند شافعی با مالکی یا حنبلی را برای خود فرجی میدانیم و صرفا به یک مذهب اکتفا نمیکنیم. وی ادامه دادند: که در دارد العلوم ما فقه شافعی را تدریس میکینم و حتی به طلاب شافعی مذهب گفته ایم که شما با صدای بلند آمین خود را بگویید تا ما هم از برکت این آمین با صدای بلند مستفید شویم. وی رفتن به جاسک را یک آرزو عنوان کرده و گفتند : ان شاءالله شرایطی فراهم شود تا سفری به جاسک هم داشته باشم.
بعد از این جناب شیخ اسماعیل جهت رفع سوء تفاهمها مطالبی را عنوان کردند که بحمدلله مولانا با درایت کامل رضایت خود را از اعلام نمود.
خلاصه دوستان جاسکی: در این نشست تلاش کردم توجه مشایخ و علماء و مولانا عبدالحمید را به سوی جاسک جلب کنم و بحمدلله همینطور هم شد. اما روی هم رفته تا زمانی که خود ما حرکتی از خود نشان ندهیم کمتر باید از این و آن توقع داشته باشیم. من تمامی جوانان اهل سنت جاسک را به تحصیل علوم دینی و غیر دینی که سبب آبادانی جاسک میشود دعوت میکنم و از شما میخواهم چنانچه در خود این تواناییهای مادی را میبینید جهت تحصیلات شرعی و علمی به مانند سایر جوانان جنوبی و غیره در دانشگاههای مختلف حتی در خارج تلاش کنند و این تنها راه موفقیت جاسک و شهروند جاسکی است. یعنی همگی به سوی کسب علم هر کجای دنیا که باشد تلاش کنیم اگر خواهان خیر برای خود و جاسک عزیز هستیم.
منبع : وبلاگ جاسک زمین - وب نوشته های محمدرضا آبکار ساکن امارات متحده عربی
مدتی قبل سید عزت الله ضرغامی رئیس صداوسیما خبر از اجرای برنامه نود سیاسی داده بودند که یکی از وبلاگ نویسان با نوشتن مطلبی زود تر از عمو عزت برنامه نود سیاسی را آغاز کرد.
شروع...
مجري: باعرض سلام. خیلی، خیلی خوشحالیم که در خدمت شما هستیم. ما امروز به دلیل حساسیت رقابتهای سیاسی در روزی غیر از دوشنبه خدمت شما هستیم. ما امروز یک میهمان عزیز در برنامه داریم. جناب آقای غلامحسین کرباسچی، معروف به امیرکبیر ثانی. خیلی خوش آمدید به برنامه ما.
کرباسچی: به نام یزدان بخشاینده. من هم خدمت همه مردم ایران سلام عرض میکنم.
مجری: خب، ما هفته پیش پرسیده بودیم که آیا فشارهای سیاسی کروبی را از شرکت در انتخابات منصرف میکند یا نه؟ که مردم 100 درصد جواب نه دادند. در این مسابقه 300 میلیون و 912 هزار نفر شرکت کرده بودند که در نوع خودش بیسابقه بود. واقعا زبان ما قاصر است که از شما حامیان اصلی برنامه 90 سیاسی تشکر کنیم. خب، جناب کرباسچی از بین یک تا 200 میلیون؟
کرباسچی: 300 میلیون و...
مجری: از بین یک تا 200 میلیون!
کرباسچی: همان یک.
مجری: 0912 آخرش 3652.
خب، جناب کرباسچی شما قبلا گفته بودید که حتی اگر لازم باشد کفش آقای کروبی را هم واکس خواهید زد.
کرباسچی: من این را نگفتم.
مجری: ولی روزنامهها تیتر زدند.
کرباسچی: من گفتم که اگر کفش آقای کروبی کثیف شود و کفاشیها هم بسته باشد در آن صورت کفش کروبی را واکس خواهم زد که واقعا هیچ جا نیست به این روزنامهها تذکر بدهد که چرا حرف آدم را عوض میکنند.
مجری: خب الان آقای عبدالله نوری پشت خط هستند. سلام آقای نوری.
عبدالله نوری: با عرض سلام خدمت شما و میهمان محترم برنامهتان.
مجری: شما ظاهرا با آقای کرباسچی دیداری در هفته گذشته داشتید.
عبدالله نوری: کرباسچی و عطریانفر و یک تعداد دیگر از بچههای کارگزاران آمدند و از من دعوت کردند که در انتخابات نامزد شوم.
مجری: ولی آقای نوری، جناب کرباسچی رئیس ستاد انتخاباتی آقای کروبی هستند.
کرباسچی: شما مجری هستی، نه کارشناس.
مجری: ولی جناب کرباسچی، این کار شما از نظر حرفهای درست نیست.
عبدالله نوری: جناب مجری، کارگزارانیها آمدند از من دعوت کردند که در انتخابات شرکت کنم ولی بعد از دیدار با هاشمی از میرحسین حمایت کردند.
مجری: راست میگویند آقای کرباسچی؟
کرباسچی: من باید یک مقدمهای را خدمتتان عرض کنم.
مجری: فقط در حد 30 ثانیه.
کرباسچی: پس من اصلا حرف نمیزنم.
عبدالله نوری: اگر با من کاری ندارید، من قطع کنم.
مجری: مشکلی نیست. با هم معرفیای از برنامه ببینیم..
در حالی که اعضای مجمع روحانیون به صورت جدا جدا از کروبی حمایت کردند اما مجمع روحانیون در بیانیهای حمایت خود را از کاندیداتوری میرحسین اعلام کرد. آیا در مجمع روحانیون کسانی غیر از اعضای این مجمع عضو هستند؟
با نامزدی محسن رضایی در انتخابات از تعداد کاندیداها نه یک نفر کم شد، نه یک نفر زیاد، چرا که محسن رضایی احتمالا روز آخر احساس تکلیف میکند که باید از صحنه رقابت کنار بکشد.
**************************
منبع : وبلاگ ساعت ۱۳
مدتی است که در مورد سیاست و انتخابات ۸۸ مطلبی را با قلم خود ننوشته ام و قصدا دارم در ادامه همین موضوع مطلب نود سیاسی ۲ را بنویسم که البته باید چند روزی در موردش فکر کنم که خدای ناکرده از خط قرمزها عبور نکنم. متاسفانه نوشتن مطالب طنز در این برهه زمانی کار بسیار خطرناکی هست و به نوعی بازی با دم شیر محسوب می شود. منتظر نود سیاسی ۲ باشید.
دوستان وبلاگ نویسی که وبلاگ بندرجاسک را لینک کرده اند و لینک آنها در این وبلاگ نیست در قسمت نظرات و کامنت ها نام و آدرس وبلاگ خود را برایم بفرستند.